شرمنده با تمام بی چیزیم آمده ام...
از تو نوشتن تنها دلیل زنده بودن من است وقتی با تمام دارای هایم در مقابلت فقیرم.
نه! یادم نرفته که مهبط عاشقیم در حضور تو و کنار شهدای گمنامی بود که امروز روزمرگی هایم من را در بی تو بودن گم کرده .
حرف دل زیاد است...
میدانم بی معرفتیم تو را میرنجاند اما من...
بی خیال...
کمکم کن ...
لطفاٌ.
(((عبدالعاصی)))
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 0:38 توسط *(v.gh)*(((عبدعاصی)))
|
در کسوف نفس گیر عشق به هوای تو باید زیست.